محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )
5369
تاريخ الطبرى ( فارسي )
و پاره پاره كند چنان كه برادر رافع را پاره پاره كرده بود ، وى را خواست كه با وى چنان كند ، جبريل گفت : « اى امير مؤمنان تا فردا مهلتم بده كه بهى خواهد يافت » اما رشيد همانروز در گذشت . على ربعى به نقل از پدرش گويد : ( پدرش شتربانى بود كه صد شتر همراه داشته بود و رشيد را سوى طوس برده بود ) گويد : رشيد گفت : « پيش از آنكه بميرم گورى براى من حفر كنيد » و گورى براى وى بكندند . گويد : وى را در قبه [ 1 ] اى ببردم كه آن را ميكشيدم تا به گور نظر كرد و گفت : « اى آدميزاده سرانجامت اينست » . بعضيها گفتهاند : وقتى بيمارى رشيد سختى گرفت بگفت تا گور وى را بكندند و در خانه اى كه در آن مقام داشت ، در محلى به نام مثقب در خانهء حميد بن ابى غانم طائى گورى براى وى بكندند و چون كندن گور به سر رفت گروهى را در آنجا نهادند كه در آن قرآن خواندند و تا همه قرآن خوانده شد . رشيد در تخت روان بر لب گور بود . سهل بن صاعد گويد : در اطاقى كه رشيد آنجا بمرد با وى بودم ، در كار جان دادن ، ملحفهء كلفتى خواست و به خود پيچيد ( 345 و همچنان در حال جان دادن بود ، من برخاستم گفت : « اى سهل بنشين » و من نشستم ، نشستنم دراز شد ، با من سخن نمىكرد من نيز با وى سخن نمىكردم . وقتى ملحفه پس مىرفت دوباره آن را به خود مىپيچيد ، و چون اين كار به درازا كشيد برخاستم ، گفت : « اى سهل كجا مىروى ؟ » گفتم : « اى امير مؤمنان دلم تاب آن ندارد كه به بينم امير مؤمنان از بيمارى چنين رنج مىبرد اگر مىخفتى آسوده تر بودى ؟ »
--> [ 1 ] قبه بمعنى خيمه و گنبد آمده اما ظاهرا در اينجا بمعنى چيزى متحرك است كه كسى را در آن ميبردهاند . اما در فرهنگهايى كه بدست داشتم از اين معنى نشانى نيافتم شايد هم تحريف محفه است كه در سطور بعد آمده و بمعنى تخت روان است . م